تبليغاتX
هیچستان

هیچستان

!خودمم نمی دونم اینجا چه خبره
ای دریغ از هر چه دادم برای دوست ......

آدم از حرف غریبه ها دلش نمی گیره چون غریبه غریبه اس ولی دوست چی ؟؟

ای خدا فقط ازت صبر می خوام

   
سلام . یه سلام گرم اما غمگین ....

قبل از همه چیز دایی یکی از دوستان فوت کرده برای شادی روحش یه فاتحه بخونین . خدا غریق رحمتش بکنه . هم به خودش هم به خانواده ش تسلست می گم . همین دوستمون گفته بود که خیلی سنگ دل شدم ، خطاب بهش بگم که این سنگ دلی نیست این ناباوریه .

خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم . خیلی مشکل داشتم و دارم . همه چیز چه مستقیم و چه غیر مستقیم دست به دست هم داده بودن تا منو عذاب بدن . تو این مدت خیلی داغون شدم یعنی شدیم . من مامان بابا همه ...بی حرمتی بی مرامی ....هرچی بود که من حسابی از پا در اومدم . هم مشکلات خانوادگی هم مشکلات دیگه... دیگه به جایی رسیدم که به همه ی دوستام پیامک دادم منو فراموش کنین نپرسین چرا... آقا زنگ و پیامک که چی شده ! گوشیو خاموش کردم و روشنم کردم که بازی کنم منتقل کردم تماسارو . کلا که خیلی حال و اوضاع بد بود .

تو این مدت همه می خواستن کمکم کنن ولی مشکل من با خودم بود و هست . میگفتم که هیچکس نمیتونه کمکم کنه نه اینکه در توانش نباشه نه ! خودم باید حلش کنم . چه جوری الله اعلم !

دلم برای یکی تنگ شده اما ... اما نمی دونم کیه .......

راستی یه آهنگ ازحسین تهی می ذارم برای بچه های بی سرپرست خونده . پیشنهاد می کنم دانلود کنین.یه همچین چیزایی آدمو به خودش میاره.زیادم طول نمیکشه .من خودم از سایت رپ ۹۸ گرفتم.

دانلود

تا پست بعدی بای

   
وای که چقدر این پسر داییم باحاله ! خوابیده بودم مسیج زرده بی نظر نذاشتم ! خلاصه کنجکاو شدم ببینم چی می گه ! خوندم کلی خندیدم ! نظر اونو چند تا از دوستانو می ذارم بخندین ! ( اگه برای اولین باره به این وبلاگ اومدین برین به ادامه ی مطلب قبلی تا ببینین قضیه از چه قراره )

 ـ مرتضی ( پسر داییم ! ) ::

×یه گوشی ان 70 با مموری 1 گیگ.
×یه بند موبایل .
×یه سایت.
×یه چار پنجتا شلوار کردی مارک دار.
×یه هندزفری بلوتوث.
×یه برای اولین بار یه اعتبار 20 تومنی.
×یه کتابخونه .
×یه خط ای دی اس ال .
×یه ساعت دیواری.(آخه دیروز شکستمش)
×یه موتور براوو.
×یه تن تخمه شاهرودی.(آخجون)
×یه آشپز که هرروز ظهر دیزی درست کنه.
×یه کانتینر بنزین.
×یه پرینتر لیزری.
×یه شامپو واسه موهای فر.(شایدم گلت کنم)
×یه طوطی.
×یه چار پنج جفت قناری.
×یه چار پنج جفت مرغ عشق.
×یه تن ارزن.
×یه بلیط رفت و برگشت به اون ور آب و دیدن کامرون کارتیو.
×یه وانت برای پدر.
×یه ام وی ام برای مادر.
×یه مانیتور الجی فلترون.
×یه شیرنی واسه رییس مسابقات.
×یه گوشی 7610 واسه رفیقم .
×یه .......
×....
×..
×.
×
.
اگه چیزی باقی موند میدم به سپور محل.

( اینقدر بی شعوره هیچی نمی خواد به من بده ! )

ـ الناز ::

یکی رو پیدا میکردم خلاصم کنه!!!همهء پول ماله اون.فقط خلاصم کنه.

( چه ناامید ! )

ـ بچه مثبت ! ::

میدم به یه قاتل بیاد تو رو بکشه راحت بشم .

( به خون من بدبخت تشنه س ! همش به فکر قتل منه ! الهی خودت بمیری !  )

 

   

نظر شما چیه ؟؟؟؟!!


سلام !

از غیبت بی سابقه م معذرت می خواهم . اول اینکه یه ۱۰ روزی مسافرت بودم بعدشم یه سری مشکلات پیش اومد که نتونستم بیام و آپ کنم . به هر حال خیلی خوشحالم که دوباره اومدم و پست می ذارم . در مورد این پست خیلی فکر کردم که چی بنویسم . در آخر به یه نتیجه رسیدم ! خب برین ادامه ی مطلب بخونین . در ضمن نظر فراموش نشه . حتمنا !

   
هزاران بار ما را سوخت حریق حادثه تا مرز خاکستر ولی ما نسل سیمرغیم، که از خاکستر خود می گشاییم پر
   
گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پا ولی باور نکردی

گفتم از نامهربان بودن پشیمان می شوی فردا ولی باور نکردی

گفتم از ناباوری مردم بیا و باورم کن

کم کن آزارم که می مانی تک و تنها ولی باور نکردی ....

اشک من را دیدیو خندیدیو خونسرد رفتی

سوختن هارو تماشا کردیو پرپر زدن ها را ولی باور نکردی

من به تو خوبی نمودم تو بدی کردی به من

گفتم ای غافل ندارد ارزشی دنیا ولی باور نکردی...

   

روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در تمام آن منطقه دارد . جمعیت زیادی جمع شدند . قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود . پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تا کنون دیده اند . مردجوان , در کمال افتخار , با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت . ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت :" اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست ."

مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند . قلب او با قدرت تمام می تپید . اما پر از زخم بود . قسمتهایی از قلب برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود. اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه های دندانه دندانه در قلب او دیده می شد . در بعضی از نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود . مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند که این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد .

مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و خندید و گفت :" تو حتما شوخی می کنی .. قلبت را با قلب من مقایسه کن . قلب تو تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است ." پیرمرد گفت :

" درست است , قلب تو سالم به نظر می آید , اما من هرگز قلبم را با تو عوض نمی کنم . می دانی هر زخمی نشانه انسانی است که من عشقم را به او داده ام . من بخشی از قلبم را جداکرده ام و به او بخشیده ام . گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن که بخشیده شده قرار داده ام . اما چون این دو عین هم نبوده اند , گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند , چرا که یاد آور عشق میان دو انسان هستند . بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام , اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند . اینها همین شیارهای عمیق هستند . گرچه درد آورند اما یاد آور عشقی هستند که داشته ام . امیدوارم که آنها هم روزی باز گردند و این شیارهای عمیق را با قطعه ای که من  در انتظارش بوده ام پر کنند . پس حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست ؟؟" 

مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد . در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر می شد به سمت پیر مرد رفت . از قلب جوان و سالم خود قطعه ای بیرون آورد و با دستهای لرزان به پیرمرد تقدیم کرد . پیر مرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را در جای زخم قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه کرد . دیگر سالم نبود اما از همیشه زیباتر بود . زیرا که عشق از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود .

   

چه پر یشانی لذت بخشی است دلتنگ تو بودن
من پشت روزهای دوری و فراق قطره قطره می چکم و به دوری ات عادت می کنم
بغض تنها همخانه این روزهای ما دوباره شکسته می شود
دلم در این گیر و دار بیشتر دل بسته می شود
شوق خواندن سطر سطر جای دستانت
ذوق کودکانه باز کردن جعبه های رنگی
صبح وشنیدن آهنگ دوستت دارم
اینها دارایی من است
برای آمدنت که هیچ برای بدرقه ات
آری رنگین کمان می میرد

   
بعد مرگم چه کسی یادم میکند ؟؟؟

هیچ کس !

عزیزانم هم گاه گداری یادم خواهند کرد

اما آنان نیز فراموشم خواهند کرد

زندگی جاری ست

نباید ایستاد

پس همه ، همه را فراموش می کنند

*

بعد مرگم چه کسی مرهم بر قلب تکه تکه ام می گذارد ؟؟

آنان که فراموشم کردند !؟

میدانستند که قلبم شکسته ؟؟

نه نمی دانند...

بعد مرگم خاک مرا می پوشاند

مرا در خود فرا می گیرد

خاک مرهم من می شود

خاک خاک خاک......

   
سلام .

امروز ۴شنبه بود . مامانم منو کلاسای کنکور پیش دانشگاهیمون نوشته بود . خلاصه رفتم . اول که وارد حیاط شدم یه آشنا به چشمم نیومد  ! یه ذره نشستم که ۴ از دوستام اومدن . ساعت ۸ بود رفتیم سر کلاس . استاد اومدن ! جناب آقای کسرایی ! استاد عربی بود . خیلی خوب و باحال چندتا مطلبو گفت . زنگ دومش استاد ادبیات اومد . جناب آقای شعبانی ! استاد زبان و ادبیات فارسی ! ۴۵ دقیقه چرت و پرت گفت ! نه اینکه دری وری بگها ! در مورد کنکور و سوالای ادبیات داشت حرف میزد . کلان آقای با شخصیت و با کلاسی بود . از سری آقاهای جلتنمگ ! خلاصه که این کلاسم تموم شد . حالم داشت بهم می خورد . خسته شده بودم ! اصلان یه چیز قمر در عقرب ! ساعت بعدش استاد زبان اومد . آقای محجوبی ! مرتیکه اینقدر تند تند حرف میزد تازه آخر حرفاشم می خورد ! خودت دیکه باید می فهمیدی ! اینقدر تبلیغ کرد که .... ( استغفرالله ! ) هی گفت این کتابرو من نوشتم این مال منه اینو من تالیف کردم !  خدارو شکر که ریاضی نیومد وگرنه میرفتم زیر سرم ! ( سر نه از اونایی که ادم فشارش میوفته میزنن بهش ! ) حالا اینا یه طرف پام خورد به میز میخواستم فریاد بکشم . آخه خوردم زمین زانوم جر خورده . تا خونه مردم هی خون میومد.

حالا یه طرف دیگم یه سری سلیته ی ج... افتاده بودن تو کلاس ما هی زر زر می کردن ! می خواستم برم جرشون بدم ! البته یه برنامه برای جر دادنشون ریختم کره ! ( کره ی زمین نه ! کره پنیر از اونا !)

دیگه آخر ساعت مدیر مدرسه اومد گفت که کلاساتون دوشنبه ها از ۷.۳۰ تا ۲.۳۰ ! ۴تا زنگ ! عربی،زبان،ریاضی،ادبیات ! میمیریم ! میدونم !

   
درباره وبلاگ
این عکس رو گذاشتم مثلا خفن شه ! :)
خوب اینجا باید خودمونو بمعرفیم !
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو والله احد (1) الله صمد (2) ....
اسمم مینو خانومه , بعد 17 سالمه , بعد بچه ی تهرانم , بعد ...... دیگه یادم نمیاد !
و الضالیـــــــــن !
لینکهای روزانه
دوستان من
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی وبلاگ
بخش ویژه
RSS
powered by : Blogfa , free persian blog service.

pictofxt

template id : TBF_004 template name : Lonely Girl

minoo892

مینــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

http://minoo892.blogfa.com

هیچستان

این عکس رو گذاشتم مثلا خفن شه ! :)
خوب اینجا باید خودمونو بمعرفیم !
بسم الله الرحمن الرحیم
قل هو والله احد (1) الله صمد (2) ....
اسمم مینو خانومه , بعد 17 سالمه , بعد بچه ی تهرانم , بعد ...... دیگه یادم نمیاد !
و الضالیـــــــــن ! !خودمم نمی دونم اینجا چه خبره Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Multimedia Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Flashmate Free Persian Blog Templates. pictofxt